بدون دیدگاه

پارچه‌هایی که تشخُص می‌دهند

لباس نشان‌دهنده شخصیت آدم‌هاست. دروغ است اگر کسی بگوید به لباس دیگران توجه نمی‌کند و در نگاه اول معیار قضاوتش پارچه‌هایی که در تن مخاطب می‌بیند، نیست. دنیای امروز مد و لباس اما رنگ و لعابش با قبل‌ترها تفاوت زیادی پیدا کرده است. روزگاری بود که آدم‌ها اصول و قوانین خاصی را برای پوشش در مکان‌های مختلف در نظر می‌گرفتند و وقتی نوبت به محل کار می‌رسید، قوانین سختگیرانه‌تری را برای خودشان لحاظ می‌کردند. حالا اما دنیا طور دیگری شده است. هر کسی برای خودش کارشناس شده و بر اساس دلخواهش تصمیم می‌گیرد با چه لباسی راحت‌تر است. این کار نه تنها که هیچ توجیه منطقی ندارد و اصلا در چهارچوب قواعد پوشش در هیچ کشوری نمی‌گنجد، که باعث می‌شود دیدگاه افراد در مورد یکدیگر زیر سوال برود. با این همه اما شاید آدم‌ها برای انتخاب لباس مهمانی یا تفریح و گردش دست‌شان بازتر باشند و بتوانند علاقه خودشان را در محوریت قرار دهند اما محیط کار جای دیگری است که اصول خودش را دارد و وقتی کسی از این اصول تخطی کند، ناخودآگاه مورد قضاوت قرار می‌گیرد. محیط کار همان‌طور که از اسمش پیداست محلی است جدی و رسمی برای پرداختن به اموری که خرج و مخارج زندگی را تامین می‌کند. دیگر نه استدلالی مبنی بر راحت بودن قابل قبول است، نه دوست داشتن سبک خاصی برای پوشش. طبیعتا هر فردی با انتخاب گروهی از لباس‌ها احساس راحتی بیشتری دارد و به آن سبک و سیاق اُخت شده است؛ مثلا برای بسیاری از آقایان شلوار جین و تی‌شرت همیشه انتخاب اول است یا عده‌ای از خانم‌ها با مانتوهای بلند حس خوبی ندارند. واقعیت اما این است که باید بین پوشش محل‌کار با دیگر مکان‌های زندگی هر فرد تفاوت وجود داشته باشد. بایدها و نبایدهایی هستند که در حوزه کار تعریف شده و قوانین عرف در هر فرهنگ و کشوری ایجاب می‌کند که به آنها عمل شود، حتی اگر دوست نداشته باشیم یا خوشمان نیاید. با این همه اگر زاویه نگاه‌مان را تغییر داده و دست از سخت‌گیری‌های بی‌دلیل برداریم، می‌بینیم که به سادگی با رعایت چند نکته در عین خوش‌تیپی، انتخابی مناسب با موقعیت داشته‌ایم. مهدیس بلوچی، طراح لباس و استاد دانشگاه هم برای پوشش درست و به‌جا ایده‌هایی دارد که شنیدن آن‌ها خالی از لطف نیست. او می‌گوید:

«واقعیت این است که مردم ما نحوه انتخاب درست لباس در موقعیت‌های گوناگون را نمی‌دانند و بدون هیچ فکر و ایده‌ای پوش‌شان را انتخاب می‌کنند. آن‌ها هیچ تفاوتی بین پوشش مناسب برای رستوران، کافه، میهمانی، مراکز خرید یا پارک قائل نمی‌شوند و صرفا علاقه خود را به پوشیدن یک لباس مبنا قرار می‌دهند. محیط کار هم یکی از این موقعیت‌هاست. اشکالی ندارد که وقتی محیط کاری یونیفرم خاصی ندارد، فرد لباس دلخواه خودش را بپوشد. اما این اتفاق تا زمانی بدون مشکل است که از عرف خارج نشود و شان و منزلت محیط کار را حفظ کند. هر محیط کاری شرایط خاص خود را داشته و از قوانین پوشش مخصوص به خود پیروی می‌کند. کار کردن در محیط‌های هنری مانند گالری‌ یا آتلیه‌ها نیاز به پوشش‌های رنگی داشته و استفاده از بافت‌های مختلف و متریال‌های گوناگون، آزادتر است. محیط‌های اداری اما محدودیت‌های بیشتری داشته و رنگ‌ها در بازه کوچک‌تری مانند مشکی، طوسی، قهوه‌ای و سورمه‌ای خلاصه می‌شود. می‌توان به سادگی با یک شلوار پارچه‌ای شیک و آراسته، بلوز یا مانتوی نسبتا آزاد و کفش تخت راحت چرمی، هم پوششی مناسب داشت و هم راحت بود. من قسمت بسیار زیادی از این اشتباهات رایج در پوشش را به علت نبودن آگاهی و اطلاعات لازم می‌دانم. مسئله پوشش باید به صورت کاملا ریشه‌ای در جامعه مطرح و به آن پرداخته شود. دست‌اندرکاران این حوزه باید زمانی را صرف آموزش چنین ترفندهایی کرده و از رسانه‌های عمومی مانند رادیو، تلویزیون، مجله‌های پرفروش و هر تریبونی که صدایش شنیده می‌شود استفاده کنند. هرچند موضوع فرهنگ‌سازی زمان زیادی برده و در مدت کوتاه نمی‌توان نتیجه دلخواه را به دست آورد اما راه‌کارهای هوشمندانه می‌تواند تاثیر به سزایی داشته باشد. مثلا آموزش در سنین پایین‌تر در مدرسه‌ها! زمانی‌که بچه‌ها به دوران بلوغ نزدیک می‌شوند، حساسیت زیادی روی مسئله پوشش خود پیدا کرده و می‌خواهند مستقل شوند. دوست دارند خودشان انتخاب کنند و در واقع در همین زمان است که برای خود سبک انتخاب می‌کنند. مسلما اگر در این زمان کلاس‌های آموزشی در کنار دیگر درس‌ها برای آنها تعریف شود که چهارچوب‌ها را معرفی کند، مناسبت‌ها را توضیح دهد و توصیه‌ها را به گوش رساند، آن‌ها اصول درست را یاد می‌گیرند. طبیعتاً همین‌ها هستند که بعدها قدم به محیط‌های کاری گذاشته و زیر ذره‌بین انتقادها قرار می‌گیرند. البته در کنار تمام این حرف‌ها و نیاز به وجود جریانی برای فرهنگ‌سازی، باید بپذیریم که جوان‌ها هم تا حدی مقصر هستند. اینکه آن‌ها با نحوه پوشش خود می‌خواهند چه پیامی برسانند، حداقل برای من مشخص نشده است. اما به عقیده من پوشیدن کفش پاشنه بلند با نگین‌های زیاد، بیش از آنکه نشان از پیامی داشته باشد، پاسخی غلط است به شرایط بدی که آنها تعبیر می‌کنند. این ایده به هیچ عنوان قابل قبول نیست که فرد در ورای اعتراض به موضوعی که شاید حتی خودش هم نمی‌داند دقیقا چیست، قرار باشد پوشش نامناسب را ابزار کند. جوانان به عنوان نیروهایی که انتظار حرکت‌های فرهنگی از آنها می‌رود، باید این را بدانند که لباس تن آنها، معرف شخصیت‌شان است. همان‌قدر که پوشیدن لباس‌های اسپرت و نیمه رسمی در مهمانی‌ و عروسی نامتعارف است، پوشیدن لباس‌های زرق و برق‌دار در محیط‌های کاری هم از همین قائده تبعیت می‌کند.»

You might also like

More Similar Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست