راهبردهای تامین مواد اولیه در صنعت پوشاک: نجات تولید با «واردات هوشمند» یا «خودکفایی»؟
در حالی که نوسانات نرخ ارز و چالشهای ثبت سفارش، گلوی تولیدکنندگان را میفشارد، یک پرسش حیاتی روی میز تمام مدیران کارگاهها و کارخانههای نساجی قرار گرفته است: «آیا باید به امید ثبات، به تولیدکنندگان داخلی پارچه تکیه کرد یا ریسک واردات را برای حفظ کیفیت پذیرفت؟» گزارش میدانی و نظرات کارشناسی نشان میدهد که دوران تصمیمگیریهای تکبعدی به پایان رسیده است.
امروز، بقای یک برند پوشاک نه در تعصب بر «تولید صددرصد داخلی» و نه در «واردات بیرویه»، بلکه در استراتژی جدیدی به نام «تأمین ترکیبی و مدیریت ریسک» نهفته است. در ادامه به بررسی دقیق این دو کفه ترازو و راهکارهای عبور از این بحران میپردازیم.
بحران تأمین؛ پاشنه آشیل صنعت مد
نخستین حلقهای که در تلاطمهای اقتصادی پاره میشود، زنجیره تأمین است. تولیدکننده پوشاک امروز بیش از آنکه نگران طرح و دوخت باشد، نگران موجودی انبار پارچه و نخ خود است. بیثباتی اقتصادی دو پیامد مستقیم دارد: غیرقابل پیشبینی شدن قیمت تمام شده و کمبود ناگهانی مواد اولیه.
زمانی که نرخ ارز جهش میکند، واردات مواد اولیه گران میشود. همزمان، تولیدکنندگان داخلی الیاف و پارچه نیز به دلیل وابستگی به مواد پتروشیمی (که قیمت جهانی دارد) یا پنبه وارداتی، قیمتها را بالا میبرند. در این میان، تولیدکنندهای موفق است که بداند کدام ماده را از کجا و در چه زمانی تهیه کند.
استراتژی اول: خودکفایی و تکیه بر تولید داخلی
رویکرد نخست، تمرکز بر پتانسیلهای داخلی است. ایران در برخی حوزههای نساجی، به ویژه در الیاف مصنوعی و فرش ماشینی، حرفهای زیادی برای گفتن دارد. اما آیا این برای صنعت پوشاک مد روز کافی است؟
مزایای تکیه بر داخل
۱. حذف ریسک گمرکی: بزرگترین کابوس واردکنندگان، دپو شدن کالا در گمرک و تغییر قوانین تعرفهای است. تأمین از داخل، این ریسک را به صفر میرساند.
۲. سرعت در تأمین: سفارش پارچه از چین یا ترکیه ممکن است بین ۳۰ تا ۶۰ روز زمان ببرد. خرید از کارخانه یزد یا اصفهان، کالا را در کمتر از یک هفته به دست شما میرساند. این یعنی واکنش سریعتر به ترندهای بازار.
۳. تسویه ریالی: عدم نیاز به حواله ارزی و درگیری با صرافیها، گردش مالی را شفافتر و کمهزینهتر میکند.
معایب و چالشها
اما همه چیز گل و بلبل نیست. صنعت نساجی داخلی با فرسودگی ماشینآلات دست و پنجه نرم میکند.
- تنوع محدود: بسیاری از پارچههای خاص، کشبافهای ظریف یا پارچههای با تکنولوژی بالا (Hi-Tech) در داخل تولید نمیشوند.
- نوسان کیفیت: یک چالش قدیمی، عدم ثبات کیفیت در پارتهای مختلف تولید است. پارچهای که امروز تحویل میگیرید، ممکن است با پارت ماه قبل تفاوت رنگ یا بافت داشته باشد.
استراتژی دوم: واردات هوشمند از کانالهای رسمی
در طرف مقابل، واردات قرار دارد. با وجود تمام دشواریها، حذف کامل واردات برای برندهایی که ادعای کیفیت و رقابت با برندهای ترک را دارند، غیرممکن است.
چرا واردات هنوز ضروری است؟
تنوع طرح و رنگ و دسترسی به الیاف طبیعی باکیفیت (مانند پنبههای ارگانیک یا ویسکوزهای خاص) که کشت یا تولید آنها در داخل محدود است، تولیدکننده را به سمت واردات سوق میدهد.
مفهوم «واردات هوشمند»
واردات هوشمند به معنای واردات هر نوع پارچهای نیست. این استراتژی بر واردات کالاهایی تمرکز دارد که:
۱. تولید مشابه داخلی ندارند: یا کیفیت داخلی پاسخگوی استاندارد برند نیست.
۲. ارزش افزوده بالا ایجاد میکنند: پارچهای که روی قیمت نهایی لباس اثر مثبت چشمگیر میگذارد.
۳. از مجاری رسمی وارد میشوند: اگرچه قاچاق ارزانتر به نظر میرسد، اما ریسک توقیف کالا و عدم امکان رهگیری قانونی، امنیت تولید را به خطر میاندازد. واردات رسمی اگرچه گرانتر است، اما ثبات و قابلیت برنامهریزی دارد.
مدیریت ریسک ارزی؛ کلید بقا
در شرایطی که نرخ ارز نوسان دارد، تولیدکننده چگونه باید مواد اولیه وارداتی یا حتی داخلی (که متأثر از ارز است) را مدیریت کند؟ کارشناسان مالی چند راهکار پیشنهاد میدهند:
۱. خرید سلف
در زمانهایی که نرخ ارز به ثبات نسبی میرسد، خرید حجم بالای مواد اولیه برای مصرف ۶ ماه آینده، یک نوع بیمه است. اگرچه این کار نقدینگی را درگیر میکند، اما هزینه خواب سرمایه معمولاً کمتر از تورم مواد اولیه در آینده است.
۲. سبد تأمین متنوع
تکیه صددرصدی به یک تأمینکننده (چه داخلی و چه خارجی) خودکشی است. استراتژی صحیح، تقسیم ریسک است:
- کالاهای بیسیک (تیشرت ساده، شلوار کتان معمولی): تأمین از منابع داخلی با قیمت رقابتی.
- کالاهای مد روز و لوکس: تأمین پارچه از طریق واردات برای حفظ ویترین و اعتبار برند.
۳. قراردادهای شناور
بستن قراردادهای بلندمدت با تأمینکنندگان داخلی که در آن فرمول قیمتگذاری مشخص باشد، میتواند از شوکهای ناگهانی جلوگیری کند.
چالش تکنولوژی و مواد اولیه پتروشیمی
نکته مغفول مانده در بحث مواد اولیه، صنایع بالادستی است. ایران یکی از صادرکنندگان بزرگ محصولات پتروشیمی (مواد اولیه الیاف پلیاستر و اکریلیک) است. با این حال، زنجیره تبدیل این مواد به نخ و پارچه باکیفیت گاهی قطع میشود.
تولیدکنندگان پوشاک باید با نساجیهایی همکاری کنند که دسترسی مستقیم به مواد پتروشیمی بورس کالا دارند. این نساجیها کمتر تحت تأثیر دلالبازیهای بازار آزاد قرار میگیرند و قیمتهای باثباتتری ارائه میدهند.
۵ نکته کاربردی و عملیاتی برای تولیدکنندگان پوشاک
- قانون ۸۰/۲۰ را اجرا کنید: ۸۰ درصد تمرکز خود را روی تأمین مواد اولیه برای محصولات پرفروش (Best Sellers) از منابع داخلی و در دسترس بگذارید. ۲۰ درصد باقیمانده را به واردات پارچههای خاص برای کالاهای لوکس اختصاص دهید تا ریسک کلی سبد محصول کاهش یابد.
- انبار مواد اولیه را «طلا» بدانید: در شرایط تورمی، نقدینگی نقد ارزش خود را از دست میدهد. تا حد امکان نقدینگی مازاد را به مواد اولیه پرمصرف (مانند نخ، زیپ، دکمه و لایی) تبدیل کنید. این کالاها تاریخ انقضا ندارند و حکم سرمایهگذاری را دارند.
- با همکاران خود کنسرسیوم خرید تشکیل دهید: اگر کارگاه کوچکی دارید، قدرت چانهزنی برای واردات یا خرید عمده از نساجیهای بزرگ را ندارید. با چند تولیدکننده همرده خود متحد شوید و مواد اولیه را به صورت یکجا خریداری کنید تا هزینههای حمل و قیمت تمامشده کاهش یابد.
- طراحی را بر اساس موجودی بازار انجام دهید: به جای اینکه ابتدا لباس را طراحی کنید و سپس دنبال پارچه آن بگردید، تیم طراحی را ملزم کنید که بر اساس پارچههای موجود و در دسترس داخلی طراحی کنند. این کار «زمان عرضه به بازار» (Time to Market) را به شدت کاهش میدهد.
- قراردادهای ریالی ببندید، نه ارزی: حتی در همکاری با واسطههای واردکننده، تلاش کنید قرارداد را به صورت ریالی و با قیمت قطعی در لحظه سفارش نهایی کنید. پذیرش ریسک تغییر نرخ ارز در فاصله سفارش تا تحویل، میتواند سود یک سال شما را از بین ببرد.
نتیجهگیری: انعطافپذیری، رمز پیروزی
دوقطبی «واردات یا تولید داخلی» یک آدرس غلط است. راهکار صحیح در شرایط بیثباتی اقتصادی، «انعطافپذیری استراتژیک» است. تولیدکننده موفق امروز کسی است که پایههای تولیدات پرتیراژ خود را بر نساجیهای داخلی بنا کند تا ریسک توقف خط تولید را کاهش دهد، اما همزمان کانالهای واردات رسمی را برای پارچههای خاص باز نگه دارد تا از قافله مد عقب نماند. مدیریت ریسک ارزی نه با پیشبینی بازار (که ناممکن است)، بلکه با مدیریت موجودی انبار و تنوعبخشی به منابع تأمین حاصل میشود.
